خانه
پرسش های متداول
تماس با ما
Toggle navigation
خانه
آشنایی
درباره شرکت مبتکران
رزومه شرکت مبتکران در یک نگاه
درباره مدیرعامل
افتخارات
پرسش های متداول
تماس با ما
About us
فروشگاه
مویدو
میچکا
بسته آموزشی
ثبت نام آزمون
معرفی خدمات آموزشی
آزمون های دوره ای
آزمون های ماراتون
آزمون های تیزهوشان
آزمون های سمپاد
آزمون تفکیکی
آزمون های توصیفی
خدمات مشاوره
نمایندگی ها
نمایندگی های فروش و پخش کتاب
نمایندگی های آزمون
سفارش کتاب از مدارس
جذب نمایندگی آزمون
تور های آموزشی
تماس با واحد ارتباط با مدارس
تماس با واحد نمایندگی ها
پنل ارسال پیامک نمایندگی ها
پرتال آزمون
ثبت نام آزمون
فرصتهای شغلی
درخواست همکاری کتاب های دانشگاهی
جستجو
تازه های نشر
ﺳﻪشنبه، 25 اردیبهشت 1397 - 10:44
کتاب سردترین روز در باغوحش
دندانهای سوسمار تیلیتک تیلیک بهم میخورد. چه بلایی سر باغوحش آمده؟در سردترین روز سال، صدای وحشتناکی به گوش میرسد و دستگ...
ﺳﻪشنبه، 25 اردیبهشت 1397 - 10:42
کتاب آدم بدها در عملیات حمله به زیتنها (مأموریت غیرمُمکِن 4)
فاجعهی گربههای زامبی نابود کننده در پیش است!آیا آدم بدها میتوانند دنیا را از دست هیولاهای میومیو کنندهی دکتر مارمالاد...
ﺳﻪشنبه، 25 اردیبهشت 1397 - 10:38
کتاب آدم بدها در عملیات انتقام از گلولهی پشمالو(مأموریت غیرمُمکِن 3)
آدم بدها این بار توی دردسر بدی میافتند.آقای گرگ و رفقای بدش، یک خوکچه هندی را اذیت کردهاند؛یک خوکچه هندیِ دانشمندِ دیوا...
ﺳﻪشنبه، 25 اردیبهشت 1397 - 10:35
کتاب آدم بدها در عملیات مرغپرانی (مأموریت غیرمُمکِن 2)
مأموریت بعدی آدم بدها چیست؟نجات 10000 مرغ از یک مرغداری خیلی پیشرفته. آنها در مأموریت جدیدشان باید با این مشکلات دست و پ...
ﺳﻪشنبه، 25 اردیبهشت 1397 - 10:18
آدم بدها در عملیات نجات سگها (مأموریت غیرمُمکِن 1)
آدم بدهاترسناک وخطرناک و خُب .....فقط بد هستند،اما میخواهند قهرمان باشند.آنها میخواهند با آزاد کردن تمام سگها از محل ...
ﺳﻪشنبه، 25 اردیبهشت 1397 - 10:15
کتاب اژدهای آزمایشگاه
هرچقدر سرایدار قبلی اصرار میکرد که آزمایشگاه مدرسه جادو شده، به گوش ناظم نمیرفت که نمیرفت. خیال میکرد سرایدار دارد بر...
ﺳﻪشنبه، 25 اردیبهشت 1397 - 10:13
کتاب کارآگاه پادری در جنگل بلوط
خوب گوش کن، کارآگاه پادری!گزارش رسیده که بیشتر درختهای جنگل بلوط خشک شده و سنجابها هم ناپدید شدهاند.محیطبانها میگوی...
ﺳﻪشنبه، 25 اردیبهشت 1397 - 10:10
کتاب ماجراهای پتسون و فیندوس «عید پرماجرا»
یک روز مانده به شب کریسمس.پتسون و گربهی سخنگویش، فیندوس، خیلی کار دارند؛اما اتفاق بدی میافتد: مچ پای پتسون پیچ میخورد....
ﺳﻪشنبه، 25 اردیبهشت 1397 - 10:06
کتاب بابا و دانیاسور
باباها از دل پسرشان خبر دارند؛ بیشتر از هر کس دیگری.داستانی از جنیفر چولدنکو:برندهی مدال نیوبریبا تصاویری از دن سانتات:ب...
ﺳﻪشنبه، 25 اردیبهشت 1397 - 10:04
کتاب پاسخنامه بانک سوال هوش و استعداد تحلیلی ششم ابتدایی از مجموعه مرشد
رویکرد جدید آزمونهای ورودی مدارس تیزهوشان و مدارس برتر کشور و توجه ویژه به سوالات «هوش و استعداد تحلیلی» ما را بر آن داش...
صفحه 28 از 96
ابتدا
25
26
27
[28]
29
انتها
اخبار آزمون
اولین آزمون پیشرفت تحصیلی پایههای هفتم، هشتم و نهم متوسطه اول روز جمعه 1 آبان 1405
اولین آزمون تیزهوشان پایههای هفتم و هشتم متوسطه روز جمعه 1 آبان 1405
آزمون پیشرفت تحصیلی متوسطه دوم (ماراتون) روز پنجشنبه 30 مهر 1405
برگزاری مرحله نهایی شانزدهمین المپیاد ریاضی و هشتمین المپیاد علوم نوجوانان ایران - مبتکران
دوازدهمین آزمون شبیه ساز سمپاد پایه های ششم ابتدایی و نهم متوسطه اول روز جمعه 22 خرداد 1405
مبتکران برگزار کننده مرحله مقدماتی سیزدهمین المپیاد بین المللی هندسه ایران IGO
یازدهمین آزمون شبیه ساز سمپاد پایه های ششم ابتدایی و نهم متوسطه اول روز جمعه 8 خرداد 1405
بیشتر...
تازه های نشر کودک
چاپ اول کتاب روزی که همه چیز خوب میشود
برونو با گل زیبایی دوست میشود. آنها روزهای بسیار خوشی را با هم میگذرانند. وقتی بهار رو به پایان است، گل از برونو میپرسد: آیا به من اعتماد داری؟ و میزان اعتم...
کتاب یک چیز دوست داشتنی
مواجهه شدن کودکان با ترسهایشان قصهایی تکراری است و تمامی ندارد. همه میدانند که ترس بخش جداییناپذیر زندگی انسان است و اگر ترس نبود شاید زندگی ما شکل دیگری د...
باستر خرگوشه عاشق خواندن است.
باستر خرگوشه عاشق خواندن است؛ داستانهایی درباره شاهزادهها، دزدان دریایی، کتابهای علمی درباره قطارهاو دایناسورها، جادوگرها و خلاصه ... قدر کتاب میخوانی که سر...
نجات یک بادبادک
قصه از جایی شروع شد که بادبادک فلوید لای شاخ و برگ درختی گیر کرد ... داستانی خندهدار دربارهی تصمیمگیری و ابتکار از الیور جفرز، تصویرساز و نویسندهی معروف...
چتری برای هانیه
همه جا تاریک شد. کمی که گذشت، چشم چترها به تاریکی عادت کرد. همه خوشحال بودند. اما چتر قرمز اخم کرده بود. چتر قهوهای به چتر قرمز گفت: «انگار تو مثل ...
به کانال رسمی مبتکران در تلگرام بپیوندید
جستجو